مرکز فروش توتون پیپ
خرید پیپ اصل
نمایندگی تفال
بهترین مدل اتو بخار تفال
قیمت زودپز برقی
سنگ تراورتن
مباني نظري در مورد تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني مركز تحقيقات و پژوهش(متوپ)
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :م
تاريخ: ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۳:۳۵:۰۳

مباني نظري در مورد تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني

مباني نظري در مورد تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني

فرمت فايل : docx

حجم : 121

صفحات : 50

گروه : مباني و پيشينه نظري

توضيحات محصول :

مباني نظري تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني

 

توضيحات: فصل دوم پايان نامه كارشناسي ارشد (پيشينه و مباني نظري پژوهش)
همراه با منبع نويسي درون متني به شيوه APA جهت استفاده فصل دو پايان نامه
توضيحات نظري كامل در مورد متغير
پيشينه داخلي و خارجي در مورد متغير مربوطه و متغيرهاي مشابه
رفرنس نويسي و پاورقي دقيق و مناسب
منبع : انگليسي وفارسي دارد (به شيوه APA)
نوع فايل: WORD و قابل ويرايش با فرمت doc

بخش هايي از محتواي فايل پيشينه ومباني نظري:

 

فهرست مطالب:

مقدمه
ادبيات موضوعي
تحقيقات انجام شده در ايران
تحقيقات انجام شده در خارج از ايران
هوش
ديدگاه هاي  دانشمندان مشهور در باره هوش
انواع هوش چندگانه
تاريخچه هوش هيجاني
تعريف هوش هيجاني
مدل هاي هوش هيجاني
شكل 2-1-1 ابعاد هوش هيجاني در محيط كار
مدل گلمن از هوش هيجاني
مدل هوش هيجاني دولويكس و هيگس
شكل 2-1-2 مؤلفه هاي هوش هيجاني
جدول 2-1-1 هوش هيجاني سازماني
راهبردهاي افزايش هوش هيجاني
اهميت هوش هيجاني
هوش هيجاني و هوش عمومي
هوش هيجاني و شخصيت
هوش هيجاني و موفقيت شغلي
پژوهش هاي انجام شده در ايران در باره هوش هيجاني     
فهرست منابع

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه
رهبري يك سازمان براي انطباق با تغييرات و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. يكي از مهمترين خصيصه ها كه مي تواند به رهبران و مديران در پاسخ به اين تغييرات كمك كند، هوش هيجاني است. هوش هيجاني موضوعي است كه سعي در تشريح و تفسير جايگاه هيجانها و احساسات در توانمنديهاي انساني دارد. امروزه هوش هيجاني به عنوان نوعي هوش كه هم شامل درك دقيق هيجانهاي خود شخص وهم تعبير دقيق حالات هيجاني ديگران است ، تبيين شده است .هوش هيجاني ،فرد را از نظرهيجاني ارزيابي مي كند، به اين معني كه فرد به چه ميزاني ازهيجانها واحساسهاي خود آگاهي دارد وچگونه آنها راكنترل واداره مي كند. نكته قابل توجه درراستاي هوش هيجاني اين است كه تواناييهاي هوش هيجاني ذاتي نيستند و آنها مي توانند آموخته شوند . سازمانها براي اينكه بتوانند درمحيط پرتلاطم ورقابتي امروزباقي بمانند، بايدخودرابه تفكرهاي نوين كسب وكارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبري اين گونه سازمانها بسيار حساس و پيچيده است وزماني اين حساسيت دو چندان مي شود كه رهبر با تغييرهاي انطباقي روبه رو باشد كه بسيار متفاوت از تغييرهاي فني است. مشكلات فني از طريق دانش فني و فرآيندهاي متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالي كه مشكلات انطباقي در برابر اين گونه راه حلها متفاوت است. با توجه به اينكه هوش هيجاني، توان استفاده از احساس و هيجان خود وديگران دررفتار فردي و گروهي در جهت كسب حداكثر نتايج با حداكثر رضايت است. بنابراين، تلفيق دانشهاي لازم  و تواناييهاي هيجاني در مديريت و كارمندان  مي تواند در سوق دادن سازمان به سوي دستيابي به هدف
 كارساز و مفيد باشد.
ادبيات موضوعي
براساس بررسي هايي كه انجام شد ، تحقيقات صورت گرفته در مورد هوش هيجاني بيشتر در مورد مسائل مربوط به رهبران و مديران سازماني ، علوم تربيتي ، زناشويي ، ورزشي بوده و كمتر در باره مسائل مربوط به مديريت منابع انساني و توجه به كارمندان و نيروي فروش ، اين تحقيقات انجام گرفته است  كه در ادامه به چند مورد از آنها  انجام شده  اشاره مي گردد.
تحقيقات انجام شده در ايران
1-  آقاي منوچهرجويباري از موسسه عالي آموزش و پرورش مديريت و برنامه‌ريزي  به مقايسه هوش هيجاني در ميان سطوح سه گانه مديران (عالي - مياني - پايه ) سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و سازمانهاي تابعه پرداخته است .يافته هاي اين پژوهش نشان داد كه وضعيت هوش هيجاني در سطوح مختلف مديريت متفاوت بوده و اين تفاوت در سطح معناداري 05/0 مي باشد همچنين در سه بعد خودآگاهي ،انگيزش و خود نظمي مديران با هم تفاوت داشته و در دو بعد ديگر يعني همدلي و مهارتهاي اجتماعي تفاوتي مشاهده نگرديده است.
2-  خانم سيما حسنخوئي ازدانشگاه الزهرا.دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي به بررسي رابطه هوش هيجاني و مهار شغلي با رضايت شغلي مديران مدارس شهر بيرجند پرداخته كه نتايج اين تحقيق نشان داد كه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي رابطه وجود دارد و همچنين مردان و زنان در چهار بعد خودآگاهي ، انگيزش، خود نظم دهي و مهارتهاي اجتماعي تفاوتي نداشته اما همدلي در بين زنان بيشتر از مردان است.
3-  آقاي كوروش بني هاشميان از دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس رابطه هوش هيجاني ، سبك رهبري و كارآمدي مديران مدارس را مورد بررسي قرارداده است . حاصل اين تحقيق عبارتنداز :        الف- مديراني كه از هوش هيجاني بالاتري نسبت به ساير مديران برخوردارند از سبك مديريت مشاركتي بيشتر استفاده مس كنند. ب- زنان بيشتر از مردان از سبك مشاركتي استفاده مي كنند. پ- درمدارسي كه مديران از سبك مشاركتي استفاده مي كنند معلمان از رضايت شغلي بيشتري برخوردارند. ت – بين سبك رهبري مديران و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه اي وجود ندارد. ث- زنان در مقايسه با مردان از هوش هيجاني بيشتري برخوردارند.
4-  خانم شقايق زهرايي ازدانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهراء به بررسي  تاثير آموزش برخي مولفه‌هاي هوش هيجاني بر رضايت شغلي و بهره‌وري كاركنان شركت مهندسي و ساخت تاسيسات دريايي پرداخته است . نتايج اين تحقيق نشان دادكه آموزش بر افزايش رضايت شغلي كاركنان و مولفه هاي آن و همچنين بهبود ارزيابي اوليه از ديد مديران و مولفه هاي آن اثربخش نبوده است اما بر افزايش       بهره وري كاركنان و مولفه هاي آن و بهبود ارزيابي كاركنان از ديد مديران  و مولفه هاي آن به جز كميت كار و ريسك پذيري در دراز مدت تاثير معني داري داشته است.
5 - اقاي محمد علي بشارت به بررسي رابطه ابعاد شخصيت وهوش هيجاني , پرداخته است. ايشان در اين پژوهش نوع رابطه ابعاد شخصيت شامل نوروزگرايي , برونگرايي , تجربه پذيري , همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني در بين دانشجويان رشته هاي مختلف دانشگاه تهران بررسي نموده است. نتايج پژوهش نشان داده است كه بين هوش هيجاني و ابعاد برون گرايي , تجربه پذيري , همسازي و وظيفه شناسي همبستگي مثبت معني دار و بين هوش هيجاني و نوروزگرايي  همبستگي منفي معني داري وجود دارد.
6- خانم معصومه اسماعيلي ,  دكتر احدي , دكتر دلاور و دكتر شفيع آبادي به بررسي تاثير آموزش مولفه هاي هوش هيجاني بر سلامت روان پرداخته اند . در اين پژوهش كه باطرحي آزمايشي انجام شده است گروه آزمايشي در معرض آموزش مولفه هاي هوش هيجاني قرار گرفته و در جلسات آموزشي طراحي شده در هفته شركت نموده اند. تحليل يافته هاي تحقيق نشان داد كه آموزش مولفه هاي هوش هيجاني در افزايش سلامت روان موثر بوه و علائم بيماري را در مولفه هاي سلامت روان كاهش داده است . لذا آموزش مولفه هاي هوش هيجاني سبب ارتقاي سلامت رواني مي شود بطوري كه فرد بهره بهتري در گزارش هاي شخصي از موفقيت در مقابله بامشكلات به دست مي آورد . اين مقاله در فصلنامه روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران شماره , 49 شهريور 86 به چاپ رسيده است.
7- خانم ايران ذراتي , آقاي امير امين يزدي و پرويز آزاد فلاح به بررسي رابطه هوش هيجاني و سبك هاي دلبستگي پرداخته اند. اين پژوهش در بين دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد انجام شده و نتايج نشان مي دهد كه بين سبك دلبستگي ايمن و هوش هيجاني رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. سبك دلبستگي ناايمن , مضطرب - دوسوگرا با هوش هيجاني رابطه معكوس و معنادار داشت . مردان و زنان در اين پژوهش از نظر هوش هيجاني تفاوت معناداري نداشتند. تحليل دراين تحقيق نشان داد كه سبك هاي دلبستگي پيش بيني كننده خوبي براي هوش هيجاني و مولفه هاي آن هستند. انها در اين پژوهش نتيجه گرفتند كه روابط كودك , والدين زمينه مهم و تاثير گذاري بر رشد توانايي هاي كودكان است كه آنان را قادر مي سازد تا درمورد خودشان , ديگران و تعاملات اجتماعي بياموزند. اين مقاله در فصلنامه تازه هاي علوم شناختي , شماره , 29 بهار 85 به چاپ رسيده است.
8- آقاي منصور حكيم جوادي و آقاي جواد اژه اي به بررسي رابطه كيفيت دلبستگي و هوش هيجاني در دانش آموزان عادي و تيز هوش پرداخته اند. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه بين كيفيت  دلبستگي و هوش هيجاني رابطه معناداري وجود دارد. تحليل واريانس چند عاملي نشان از معناداري اثر جنس در زيرمقياس مقابله , حرمت خود, روابط بين فردي , خود آگاهي هيجاني و خود شكوفايي داشت.
نتايج نشان از دلبستگي بيشتر تيز هوشان به همسالان و دلبستگي بيشتر گروه عادي به خانواده داشت. دختران داراي هوش هيجاني بيشتري از پسران بودند. اين مقاله در فصلنامه روانشناسي , شماره , 30 تابستان 83 به چاپ رسيده است.
9- آقاي دكتر محمد علي بشارت تاثير هوش هيجاني بر كيفيت روابط اجتماعي را مورد بررسي قرار داده است. اين پژوهش در بين دانشجويان دانشگاه تهران انجام شده و نتايج حاصل مويد آن است كه بين هوش هيجاني و مشكلات بين شخصي دانشجويان همبستگي منفي معنادار وجود دارد . هوش هيجاني همچنين با زمينه هاي مختلف مشكلات بين شخصي دانشجويان همچون قاطعيت , صميميت ,مسئوليت پذيري  هم بستگي معني دار دارد. هوش هيجاني با تقويت سلامت رواني توان همدلي با ديگران , سازش اجتماعي رضايت از زندگي مشكلات بين شخص را كاهش مي دهد و زمينه بهبود روابط اجتماعي را فراهم مي سازد.هوش هيجاني همچنين از راه ويژگي هاي ادراك هيجاني , آسان سازي هيجاني , شناخت هيجاني و مديريت هيجان ها و با ساز و كارهاي پيش بيني , افزايش توان  كنترل و تقويت راهبردهاي رويارويي كار آمد به فرد كمك مي كند تا كيفيت روابط اجتماعي را بهتر سازد. اين مقاله در فصلنامه مطالعات روانشناختي شماره 3 تابستان 86 به چاپ رسيده است.
تحقيقات انجام شده در خارج از ايران
1- رايس (1999) متخصص آمريكايي در زمينه منابع انساني، مقياس چند عاملي هوش هيجاني را روي 164 نفر از كاركنان عادي و 11 نفر از رهبران اين كاركنان كه در يك شركت بيمه مشغول به كار بودند، اجرا كرد و با اين آزمون به ارزيابي هوش هيجاني آنان پرداخت. همبستگي بين نمره هاي مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هيجاني با نمره هاي كارآيي آنان كه توسط مديران اداره درجه بندي شده بود (51/0= r) محاسبه شد. همبستگي بين ميانگين نمره هاي گروه در آزمون هوش هيجاني و امتيازبندي مديران از عملكرد آنان در ارائه خدمات به مشتريان (46/0= r) بود. در اين بررسي، رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد پيچيده بود. مثلاً نمره هوش هيجاني بالاتر رهبر گروه كه از طريق آزمون هوش هيجاني اندازه گيري شده بود، با امتياز بندي مديران از نظر دقت گروه در رسيدگي به شكايات مشتريان، رابطه منفي (35/0= r) داشت، در حالي كه عملكرد امتيازبندي شده توسط اعضاي گروه همبستگي مثبت و نسبتاً بالايي (58/0 = r) با هوش هيجاني داشت.
2- يك گروه تيم تحقيق استراليايي كه توسط «جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) رهبري مي شد. عملكرد 44 گروه را طي دوره زماني 9 هفته‌اي مورد بررسي قرار داد. هوش هيجاني اعضاي گروهها با استفاده از يك مقياس خود سنجي كه براساس مدل ماير و سالووي طراحي شده بود، اندازه گيري شد. محققان، عملكرد گروههايي كه در زمينه هوش هيجاني بالا يا پائين بودند را تحليل كردند. در آغاز مطالعه، عملكرد گروههايي كه هوش هيجاني بالايي داشتند. به طور معناداري بيشتر از عملكرد گروههايي بود كه هوش هيجاني پائيني داشتند و در پايان هفته نهم، عملكرد هر دو گروه در يك سطح قرار داشت.
 3- وانگ ولاو تاثيرات مهارتهاي مديريت هيجاني را در عملكرد شغلي , رضايت شغلي , تعهد سازماني و نقل و انتقال كاركنان بررسي كردند. آنان دريافتند كه هوش هيجاني با عملكرد شغلي و رضايت شغلي رابطه معني داري دارد.
4- بار- آن و پاركر بيان كردند كه در بيشتر شاخص هاي EQ  گروههاي مسن تر نسبت به گروههاي جوانتر به طور قابل ملاحظه اي امتياز بالاتر كسب كردند و پاسخ دهندگان با سن نزديك به 50 سال بالاترين ميانگين امتياز ها را كسب كردند.
5- بر اساس پژوهش بار- آن در سال , 1997 با نمونه اي نرمال در امريكاي شمالي , خانمها مهارت هاي بين فردي قوي تري را نسبت به آقايان نشان دادند. اما مردان داراي ظرفيت درون فردي بيشتر, مديريت هيجانات بهتر و انطباق پذيري بيشتر نسبت به زنان بودند. زنان از هيجانات آگاهي بيشتري نشان مي دهند . از نظر بين فردي بهتر رابطه برقرار مي كنند و از نظر اجتماعي نسبت به مردان احساس مسئوليت بيشتري مي كنند. مردان عزت نفس بهتري دارند و خوش بين تر از زنان هستند .
 6- دولويكس و هيگس نيز در تحقيقات علمي خود نشان دادند كه هوش هيجاني با پيشرفت و موفقيت فردي در محيط سازمان و نيز با عملكرد فردي همبستگي زيادي دارد.
هوش
هوش يكي از جذابترين و جالب  توجه ترين فراينده هاي رواني است كه جلوه هاي آن در موجودات مختلف به ميزان متفاوت مشاهده مي شود . واژه  هوش  كيفيت  پديده اي  را بيان   مي كند كه داراي حالت انتزاعي بوده و قابل رويت نيست . به علت  دارا  بودن چنين  ويژگي تعريف آن مشكل است و ازاينروتعاريف متعددي ازآن ارائه شده است .برخي هوش را كنش مغزي و توان رواني موجود زنده        مي دانند.عده اي  هوش را بيشتر درحل مسايل وامور تلقي مي كنند .به نظرافرادي ديگرهوش تركيبي از تفكر و تخيل است .به نظر اشخاصي  ديگر هوش درك  روابط علت و معلولي ميان پديده ها است .
ديدگاه هاي  دانشمندان مشهور در باره هوش
بينه و سيمون : بينه و سيمون درست قضاوت كردن ، درست درك  كردن  و  درست  استدلال كردن   را فعاليت هاي بنيادي هوش مي دانند و بر همين اساس هوش را توانايي فرد درقضاوت،ادراك واستدلال تعريف مي كنند.
وكسلر: هوش توانايي كلي وجامع فرد است براي اينكه  به طورهدفمند عمل كند ،به طورمنطقي بينديشد   و به طور موثر با محيطش به مبادله بپردازد .
كلوين : روي يادگيري فرد  تكيه مي كند و هوش را استعداد يادگيري مي داند .
پياژه : هوش ، استعداد انطباق با محيط است .
اشترن : هوش ،استعداد عمومي فرد براي سازگاري عقلي با مشكلات و اوضاع تازه زندگي است .يا به عبارت ديگرهوش ، استعداد استفاده  از تجربه هاي قبلي در حل مسايل تازه و پيش بيني مسايل بعدي است.
 باتوجه به تعاريف بالا نهايتا ما مي توانيم دو تعريف از هوش داشته باشيم :
1 – تعرف تحليلي : هوش عبارت است از تفكر عاقلانه ، عمل منطقي و رفتار مؤثر در محيط.
2 – تعريف كاربردي : هوش پديده ايست كه از طريق آزمونهاي هوش سنجيده مي شود.
بهره هوشي
در بهره هوشي دو عامل مورد توجه قرار مي گيرد اول سن عقلي و دوم سن تقويمي كه با توجه به اين دوعامل مي توان بهره هوشي را از رابطه زير به دست آورد

 

قيمت محصول : 18000 تومان

دانلود
موضوع:
برچسب‌ها: مباني نظري در مورد تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني مباني نظري در مورد تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني فرمت فايل : docx حجم : 121 صفحات : 50 گروه : مباني و پيشينه نظري توضيحات محصول : مباني نظري تاريخچه هوش هيجاني وتعريف هوش هيجاني توضيحات: فصل دوم پايان نامه كارشناسي ارشد (پيشينه و مباني نظري پژوهش) همراه با منبع نويسي درون متني به شيوه APA جهت استفاده فصل دو پايان نامه توضيحات نظري كامل در مورد متغير پيشينه داخلي و خارجي در مورد متغير مربوطه و متغيرهاي مشابه رفرنس نويسي و پاورقي دقيق و مناسب منبع : انگليسي وفارسي دارد (به شيوه APA) نوع فايل: WORD و قابل ويرايش با فرمت doc بخش هايي از محتواي فايل پيشينه ومباني نظري: فهرست مطالب: مقدمه ادبيات موضوعي تحقيقات انجام شده در ايران تحقيقات انجام شده در خارج از ايران هوش ديدگاه هاي دانشمندان مشهور در باره هوش انواع هوش چندگانه تاريخچه هوش هيجاني تعريف هوش هيجاني مدل هاي هوش هيجاني شكل 2-1-1 ابعاد هوش هيجاني در محيط كار مدل گلمن از هوش هيجاني مدل هوش هيجاني دولويكس و هيگس شكل 2-1-2 مؤلفه هاي هوش هيجاني جدول 2-1-1 هوش هيجاني سازماني راهبردهاي افزايش هوش هيجاني اهميت هوش هيجاني هوش هيجاني و هوش عمومي هوش هيجاني و شخصيت هوش هيجاني و موفقيت شغلي پژوهش هاي انجام شده در ايران در باره هوش هيجاني فهرست منابع مقدمه رهبري يك سازمان براي انطباق با تغييرات و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. يكي از مهمترين خصيصه ها كه مي تواند به رهبران و مديران در پاسخ به اين تغييرات كمك كند، هوش هيجاني است. هوش هيجاني موضوعي است كه سعي در تشريح و تفسير جايگاه هيجانها و احساسات در توانمنديهاي انساني دارد. امروزه هوش هيجاني به عنوان نوعي هوش كه هم شامل درك دقيق هيجانهاي خود شخص وهم تعبير دقيق حالات هيجاني ديگران است ، تبيين شده است .هوش هيجاني ،فرد را از نظرهيجاني ارزيابي مي كند، به اين معني كه فرد به چه ميزاني ازهيجانها واحساسهاي خود آگاهي دارد وچگونه آنها راكنترل واداره مي كند. نكته قابل توجه درراستاي هوش هيجاني اين است كه تواناييهاي هوش هيجاني ذاتي نيستند و آنها مي توانند آموخته شوند . سازمانها براي اينكه بتوانند درمحيط پرتلاطم ورقابتي امروزباقي بمانند، بايدخودرابه تفكرهاي نوين كسب وكارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبري اين گونه سازمانها بسيار حساس و پيچيده است وزماني اين حساسيت دو چندان مي شود كه رهبر با تغييرهاي انطباقي روبه رو باشد كه بسيار متفاوت از تغييرهاي فني است. مشكلات فني از طريق دانش فني و فرآيندهاي متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالي كه مشكلات انطباقي در برابر اين گونه راه حلها متفاوت است. با توجه به اينكه هوش هيجاني، توان استفاده از احساس و هيجان خود وديگران دررفتار فردي و گروهي در جهت كسب حداكثر نتايج با حداكثر رضايت است. بنابراين، تلفيق دانشهاي لازم و تواناييهاي هيجاني در مديريت و كارمندان مي تواند در سوق دادن سازمان به سوي دستيابي به هدف كارساز و مفيد باشد. ادبيات موضوعي براساس بررسي هايي كه انجام شد ، تحقيقات صورت گرفته در مورد هوش هيجاني بيشتر در مورد مسائل مربوط به رهبران و مديران سازماني ، علوم تربيتي ، زناشويي ، ورزشي بوده و كمتر در باره مسائل مربوط به مديريت منابع انساني و توجه به كارمندان و نيروي فروش ، اين تحقيقات انجام گرفته است كه در ادامه به چند مورد از آنها انجام شده اشاره مي گردد. تحقيقات انجام شده در ايران 1- آقاي منوچهرجويباري از موسسه عالي آموزش و پرورش مديريت و برنامه‌ريزي به مقايسه هوش هيجاني در ميان سطوح سه گانه مديران (عالي - مياني - پايه ) سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و سازمانهاي تابعه پرداخته است .يافته هاي اين پژوهش نشان داد كه وضعيت هوش هيجاني در سطوح مختلف مديريت متفاوت بوده و اين تفاوت در سطح معناداري 05/0 مي باشد همچنين در سه بعد خودآگاهي ،انگيزش و خود نظمي مديران با هم تفاوت داشته و در دو بعد ديگر يعني همدلي و مهارتهاي اجتماعي تفاوتي مشاهده نگرديده است. 2- خانم سيما حسنخوئي ازدانشگاه الزهرا.دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي به بررسي رابطه هوش هيجاني و مهار شغلي با رضايت شغلي مديران مدارس شهر بيرجند پرداخته كه نتايج اين تحقيق نشان داد كه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي رابطه وجود دارد و همچنين مردان و زنان در چهار بعد خودآگاهي ، انگيزش، خود نظم دهي و مهارتهاي اجتماعي تفاوتي نداشته اما همدلي در بين زنان بيشتر از مردان است. 3- آقاي كوروش بني هاشميان از دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس رابطه هوش هيجاني ، سبك رهبري و كارآمدي مديران مدارس را مورد بررسي قرارداده است . حاصل اين تحقيق عبارتنداز : الف- مديراني كه از هوش هيجاني بالاتري نسبت به ساير مديران برخوردارند از سبك مديريت مشاركتي بيشتر استفاده مس كنند. ب- زنان بيشتر از مردان از سبك مشاركتي استفاده مي كنند. پ- درمدارسي كه مديران از سبك مشاركتي استفاده مي كنند معلمان از رضايت شغلي بيشتري برخوردارند. ت – بين سبك رهبري مديران و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه اي وجود ندارد. ث- زنان در مقايسه با مردان از هوش هيجاني بيشتري برخوردارند. 4- خانم شقايق زهرايي ازدانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهراء به بررسي تاثير آموزش برخي مولفه‌هاي هوش هيجاني بر رضايت شغلي و بهره‌وري كاركنان شركت مهندسي و ساخت تاسيسات دريايي پرداخته است . نتايج اين تحقيق نشان دادكه آموزش بر افزايش رضايت شغلي كاركنان و مولفه هاي آن و همچنين بهبود ارزيابي اوليه از ديد مديران و مولفه هاي آن اثربخش نبوده است اما بر افزايش بهره وري كاركنان و مولفه هاي آن و بهبود ارزيابي كاركنان از ديد مديران و مولفه هاي آن به جز كميت كار و ريسك پذيري در دراز مدت تاثير معني داري داشته است. 5 - اقاي محمد علي بشارت به بررسي رابطه ابعاد شخصيت وهوش هيجاني، پرداخته است. ايشان در اين پژوهش نوع رابطه ابعاد شخصيت شامل نوروزگرايي، برونگرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي با هوش هيجاني در بين دانشجويان رشته هاي مختلف دانشگاه تهران بررسي نموده است. نتايج پژوهش نشان داده است كه بين هوش هيجاني و ابعاد برون گرايي، تجربه پذيري، همسازي و وظيفه شناسي همبستگي مثبت معني دار و بين هوش هيجاني و نوروزگرايي همبستگي منفي معني داري وجود دارد. 6- خانم معصومه اسماعيلي، دكتر احدي، دكتر دلاور و دكتر شفيع آبادي به بررسي تاثير آموزش مولفه هاي هوش هيجاني بر سلامت روان پرداخته اند . در اين پژوهش كه باطرحي آزمايشي انجام شده است گروه آزمايشي در معرض آموزش مولفه هاي هوش هيجاني قرار گرفته و در جلسات آموزشي طراحي شده در هفته شركت نموده اند. تحليل يافته هاي تحقيق نشان داد كه آموزش مولفه هاي هوش هيجاني در افزايش سلامت روان موثر بوه و علائم بيماري را در مولفه هاي سلامت روان كاهش داده است . لذا آموزش مولفه هاي هوش هيجاني سبب ارتقاي سلامت رواني مي شود بطوري كه فرد بهره بهتري در گزارش هاي شخصي از موفقيت در مقابله بامشكلات به دست مي آورد . اين مقاله در فصلنامه روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران شماره، 49 شهريور 86 به چاپ رسيده است. 7- خانم ايران ذراتي، آقاي امير امين يزدي و پرويز آزاد فلاح به بررسي رابطه هوش هيجاني و سبك هاي دلبستگي پرداخته اند. اين پژوهش در بين دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد انجام شده و نتايج نشان مي دهد كه بين سبك دلبستگي ايمن و هوش هيجاني رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. سبك دلبستگي ناايمن، مضطرب - دوسوگرا با هوش هيجاني رابطه معكوس و معنادار داشت . مردان و زنان در اين پژوهش از نظر هوش هيجاني تفاوت معناداري نداشتند. تحليل دراين تحقيق نشان داد كه سبك هاي دلبستگي پيش بيني كننده خوبي براي هوش هيجاني و مولفه هاي آن هستند. انها در اين پژوهش نتيجه گرفتند كه روابط كودك، والدين زمينه مهم و تاثير گذاري بر رشد توانايي هاي كودكان است كه آنان را قادر مي سازد تا درمورد خودشان، ديگران و تعاملات اجتماعي بياموزند. اين مقاله در فصلنامه تازه هاي علوم شناختي، شماره، 29 بهار 85 به چاپ رسيده است. 8- آقاي منصور حكيم جوادي و آقاي جواد اژه اي به بررسي رابطه كيفيت دلبستگي و هوش هيجاني در دانش آموزان عادي و تيز هوش پرداخته اند. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه بين كيفيت دلبستگي و هوش هيجاني رابطه معناداري وجود دارد. تحليل واريانس چند عاملي نشان از معناداري اثر جنس در زيرمقياس مقابله، حرمت خود، روابط بين فردي، خود آگاهي هيجاني و خود شكوفايي داشت. نتايج نشان از دلبستگي بيشتر تيز هوشان به همسالان و دلبستگي بيشتر گروه عادي به خانواده داشت. دختران داراي هوش هيجاني بيشتري از پسران بودند. اين مقاله در فصلنامه روانشناسي، شماره، 30 تابستان 83 به چاپ رسيده است. 9- آقاي دكتر محمد علي بشارت تاثير هوش هيجاني بر كيفيت روابط اجتماعي را مورد بررسي قرار داده است. اين پژوهش در بين دانشجويان دانشگاه تهران انجام شده و نتايج حاصل مويد آن است كه بين هوش هيجاني و مشكلات بين شخصي دانشجويان همبستگي منفي معنادار وجود دارد . هوش هيجاني همچنين با زمينه هاي مختلف مشكلات بين شخصي دانشجويان همچون قاطعيت، صميميت، مسئوليت پذيري هم بستگي معني دار دارد. هوش هيجاني با تقويت سلامت رواني توان همدلي با ديگران، سازش اجتماعي رضايت از زندگي مشكلات بين شخص را كاهش مي دهد و زمينه بهبود روابط اجتماعي را فراهم مي سازد.هوش هيجاني همچنين از راه ويژگي هاي ادراك هيجاني، آسان سازي هيجاني، شناخت هيجاني و مديريت هيجان ها و با ساز و كارهاي پيش بيني، افزايش توان كنترل و تقويت راهبردهاي رويارويي كار آمد به فرد كمك مي كند تا كيفيت روابط اجتماعي را بهتر سازد. اين مقاله در فصلنامه مطالعات روانشناختي شماره 3 تابستان 86 به چاپ رسيده است. تحقيقات انجام شده در خارج از ايران 1- رايس (1999) متخصص آمريكايي در زمينه منابع انساني، مقياس چند عاملي هوش هيجاني را روي 164 نفر از كاركنان عادي و 11 نفر از رهبران اين كاركنان كه در يك شركت بيمه مشغول به كار بودند، اجرا كرد و با اين آزمون به ارزيابي هوش هيجاني آنان پرداخت. همبستگي بين نمره هاي مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هيجاني با نمره هاي كارآيي آنان كه توسط مديران اداره درجه بندي شده بود (51/0= r) محاسبه شد. همبستگي بين ميانگين نمره هاي گروه در آزمون هوش هيجاني و امتيازبندي مديران از عملكرد آنان در ارائه خدمات به مشتريان (46/0= r) بود. در اين بررسي، رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد پيچيده بود. مثلاً نمره هوش هيجاني بالاتر رهبر گروه كه از طريق آزمون هوش هيجاني اندازه گيري شده بود، با امتياز بندي مديران از نظر دقت گروه در رسيدگي به شكايات مشتريان، رابطه منفي (35/0= r) داشت، در حالي كه عملكرد امتيازبندي شده توسط اعضاي گروه همبستگي مثبت و نسبتاً بالايي (58/0 = r) با هوش هيجاني داشت. 2- يك گروه تيم تحقيق استراليايي كه توسط «جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) رهبري مي شد. عملكرد 44 گروه را طي دوره زماني 9 هفته‌اي مورد بررسي قرار داد. هوش هيجاني اعضاي گروهها با استفاده از يك مقياس خود سنجي كه براساس مدل ماير و سالووي طراحي شده بود، اندازه گيري شد. محققان، عملكرد گروههايي كه در زمينه هوش هيجاني بالا يا پائين بودند را تحليل كردند. در آغاز مطالعه، عملكرد گروههايي كه هوش هيجاني بالايي داشتند. به طور معناداري بيشتر از عملكرد گروههايي بود كه هوش هيجاني پائيني داشتند و در پايان هفته نهم، عملكرد هر دو گروه در يك سطح قرار داشت. 3- وانگ ولاو تاثيرات مهارتهاي مديريت هيجاني را در عملكرد شغلي، رضايت شغلي، تعهد سازماني و نقل و انتقال كاركنان بررسي كردند. آنان دريافتند كه هوش هيجاني با عملكرد شغلي و رضايت شغلي رابطه معني داري دارد. 4- بار- آن و پاركر بيان كردند كه در بيشتر شاخص هاي EQ گروههاي مسن تر نسبت به گروههاي جوانتر به طور قابل ملاحظه اي امتياز بالاتر كسب كردند و پاسخ دهندگان با سن نزديك به 50 سال بالاترين ميانگين امتياز ها را كسب كردند. 5- بر اساس پژوهش بار- آن در سال، 1997 با نمونه اي نرمال در امريكاي شمالي، خانمها مهارت هاي بين فردي قوي تري را نسبت به آقايان نشان دادند. اما مردان داراي ظرفيت درون فردي بيشتر، مديريت هيجانات بهتر و انطباق پذيري بيشتر نسبت به زنان بودند. زنان از هيجانات آگاهي بيشتري نشان مي دهند . از نظر بين فردي بهتر رابطه برقرار مي كنند و از نظر اجتماعي نسبت به مردان احساس مسئوليت بيشتري مي كنند. مردان عزت نفس بهتري دارند و خوش بين تر از زنان هستند . 6- دولويكس و هيگس نيز در تحقيقات علمي خود نشان دادند كه هوش هيجاني با پيشرفت و موفقيت فردي در محيط سازمان و نيز با عملكرد فردي همبستگي زيادي دارد. هوش هوش يكي از جذابترين و جالب توجه ترين فراينده هاي رواني است كه جلوه هاي آن در موجودات مختلف به ميزان متفاوت مشاهده مي شود . واژه هوش كيفيت پديده اي را بيان مي كند كه داراي حالت انتزاعي بوده و قابل رويت نيست . به علت دارا بودن چنين ويژگي تعريف آن مشكل است و ازاينروتعاريف متعددي ازآن ارائه شده است .برخي هوش را كنش مغزي و توان رواني موجود زنده مي دانند.عده اي هوش را بيشتر درحل مسايل وامور تلقي مي كنند .به نظرافرادي ديگرهوش تركيبي از تفكر و تخيل است .به نظر اشخاصي ديگر هوش درك روابط علت و معلولي ميان پديده ها است . ديدگاه هاي دانشمندان مشهور در باره هوش بينه و سيمون : بينه و سيمون درست قضاوت كردن ، درست درك كردن و درست استدلال كردن را فعاليت هاي بنيادي هوش مي دانند و بر همين اساس هوش را توانايي فرد درقضاوت،ادراك واستدلال تعريف مي كنند. وكسلر: هوش توانايي كلي وجامع فرد است براي اينكه به طورهدفمند عمل كند ،به طورمنطقي بينديشد و به طور موثر با محيطش به مبادله بپردازد . كلوين : روي يادگيري فرد تكيه مي كند و هوش را استعداد يادگيري مي داند . پياژه : هوش ، استعداد انطباق با محيط است . اشترن : هوش ،استعداد عمومي فرد براي سازگاري عقلي با مشكلات و اوضاع تازه زندگي است .يا به عبارت ديگرهوش ، استعداد استفاده از تجربه هاي قبلي در حل مسايل تازه و پيش بيني مسايل بعدي است. باتوجه به تعاريف بالا نهايتا ما مي توانيم دو تعريف از هوش داشته باشيم : 1 – تعرف تحليلي : هوش عبارت است از تفكر عاقلانه ، عمل منطقي و رفتار مؤثر در محيط. 2 – تعريف كاربردي : هوش پديده ايست كه از طريق آزمونهاي هوش سنجيده مي شود. بهره هوشي در بهره هوشي دو عامل مورد توجه قرار مي گيرد اول سن عقلي و دوم سن تقويمي كه با توجه به اين دوعامل مي توان بهره هوشي را از رابطه زير به دست آورد قيمت محصول : 18000 تومان دانلود،

نظرات (0)
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
تاریخ امروز
پیوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
آمار بازدیدکنندگان
ابزارک ها وبلاگ